تبليغاتX
غزل
ارائه روزانه مطالب وعكس هايم


نوشته شده توسط فرشته در ساعت 20:33 | لینک  | 


نوشته شده توسط فرشته در ساعت 20:33 | لینک  | 

می دانم پيش از آنکه تو بگويی...

حدس مي زنم

كه خواهي گريخت ...

التماس نمي كنم

از پي ات نمي دوم

اما صدايت را در من جا بگذار!

مي دانم

كه از من دل مي كني

راهت را نمي بندم

اما عطر موهايت را در من جا بگذار!

مي دانم

كه از من جدا خواهي شد

خيلي ويران نمي شوم

از پا نمي افتم

اما رنگت را در من جا بگذار!

احساس مي كنم

تباه خواهي شد

و من خيلي غمگين مي شوم

اما گرمايت را در من جا بگذار!

فرقش را با حالا مي دانم

كه فراموشم خواهي كرد

و من

اقيانوسي خواهم شد سياه و غم انگيز

اما طعم بودنت را در من جا بگذار!

هر طور شده خواهي رفت

ومن حق ندارم كه تورا

          نگه دارم

اما خودت را در من جا بگذار!

 

« عزيز نسين »

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 19:1 | لینک  | 

و رسالت من اين خواهد بود

تا دو استكان چاي داغ را

از ميان دويست جنگ خونين

به سلامت بگذرانم

تا در شبي باراني

آن ها را

با خداي خويش

چشم در چشم هم نوش كنيم

 

(حسين پناهي)

 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 18:57 | لینک  | 

دلم  تنگ است

دلم برای کسانم تنگ است

دلم امروز بی رنگ است

شبانه های من از جنس سنگ است

نگاه تو امروز چه کم رنگ است

مرا ببر که بی تو دلم تنگ است

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 15:58 | لینک  | 

صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن میروید . من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهاییمن شبیخون حجم تو را پیش بینی نمیکرد .کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم و آن را میان دو دیدار قسمت کنیم .
نوشته شده توسط فرشته در ساعت 15:47 | لینک  | 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 17:9 | لینک  | 

اي مزدا، سپيده دم اميد كي به در آيد و مردم چه وقت

 به سوي راستي روي آورند و دستور نجات دهنده ي

 خود را پيروي خواهند كرد؟كي پيامبر تو با گفتار

 سودبخش خود در رستگاري روان مردم كامياب

 مي شود؟ اي اهورا، فرشته ي نيك منشي را به ياري آنان

 فرست و مرا در انجام اين وظيفه ي بزرگ كامروا گردان...

(آشو زرتشت)


نوشته شده توسط فرشته در ساعت 19:51 | لینک  | 

ستاره های خاموش

                      پرنده های خسته

    مردم دل شکسته

روزای گرم ودلگیر دلا از همدیگه سیر

 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 19:33 | لینک  | 

دلم گرفته کستاخ آره مدتی گستاخ شدند آدمها به شدت خودت

 شاید هم من

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 19:22 | لینک  | 

دوباره حساس شده ام دوباره زود دلم میگیرد امروزاتفاق های  خوبی نیفتاد اامروز روز خوبی نبود ادم بعضی ها رو نمی بینه راحت تر زندگی می کنه .صحبتم با کسایی هست که نمی دونم ولش کن  اسمن رفبق هستند. نمی دونم چرت می نویسم دلم از دست کی پرشده نمی دونم .

 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 19:56 | لینک  | 

در کجای این خراب آباد ناله هایم راکنم فریاد

     سرد وهر رنگند این مردم

من کجا واین دل پرداد

ناله هایم را کنم فریاد

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 15:56 | لینک  | 

دلم یه کمی گرفته از دست خودم بعضی موقعها یه کاری می کنم که از خودم هم بدم می اد

سوالاتی را که نباید بپرسی می پرسی ودر نهایت ضایع می شی نتیجه بی حوصلگی.

اخه مدونی چیه چون خودم وقتی به یکی بگم یا علی تا اخرش  هستم ولی خیلی ها میگن یا علی

وبعد مزنن زیرش.

عجب دنیای غریب کشی.

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 15:51 | لینک  | 

گاهی حالم ازاین ادمهای هزار رنگ بهم می خوره گاهی نه شاید همیشه از این همه صداقتم در مورد اطرافیانم متنفر می شم گاهی گاهی گاهی همش اه افسوس خوب چه فایده یه کمی تغییر کن اما خیلی سخته چه جوری نمی دونم ذهنم مشغوله پیش غزل .

گذشته به آینده نمی آد وآینده به گذشته بر نم گرده.

ماهها وسالها در پی هم می گذرند ومن در هم اکنون فرو می روم

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 15:7 | لینک  | 

گاهی حالم ازاین ادمهای هزار رنگ بهم می خوره گاهی نه شاید همیشه از این همه صداقتم در مورد اطرافیانم متنفر می شم گاهی گاهی گاهی همش اه افسوس خوب چه فایده یه کمی تغییر کن اما خیلی سخته چه جوری نمی دونم ذهنم مشغوله پیش غزل .

گذشته به آینده نمی آد وآینده به گذشته بر نم گرده.

ماهها وسالها در پی هم می گذرند ومن در هم اکنون فرو می روم

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 15:6 | لینک  | 

ٌصداي تو خوب است

                    صداي تو هماره سكوت است

           صداي من گرفته از  باران

   مرا ببين كه چه اشوب است

                                                  شبا نه هاي خالي از وجود تو

مرا مباد كه زندگي مبهوت است

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 21:6 | لینک  | 

در نشست « جنبش زنان؛ تهديدها و مقاومت‌‏ها»عنوان شد :

 

 

مقابله با بي‏حجابي مبتني بر يك تبعيض جنسيتي است

 

حجاب در علومي چون عرفان و طب و شايد ديگر علوم، اصطلاح خاصي دارد9اما در مسئله مورد بحث اين نوشتار كه مسئله اي فقهي است داراي معناي خاصي نيست. اين واژه در فقه در معناي لغوي خود كه همان پرده حائل ميان دو چيز باشد به كار رفته و معناي جديدي براي آن ايجاد نشده بود. در دوران متأخر اين واژه معناي اصطلاحي خاصي پيدا كرده و به پوشش خاص زنان اطلاق شده است. شهيد مطهري در اين باره مي فرمايد:

استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جديدي است. در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه ستر كه به معني پوشش است به كار مي رفته است. فقها چه در كتاب الصلوة10 و چه در كتاب النكاح11 كه متعرض اين مطلب شده اند كلمه ستر را به كار برده اند نه كلمه حجاب را. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمي شد و ما هميشه همان كلمه پوشش را به كار مي برديم، زيرا چنان كه گفتيم معني شايع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مي شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادي گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خود نمايي نپردازد. آيات مربوطه همين معني را ذكر مي كند و فتواي فقها هم مؤيد همين مطلب است... در آيات مربوطه، لغت حجاب به كار نرفته است. آياتي كه در اين باره هست چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب حدود پوشش و تماس هاي زن و مرد را ذكر كرده است بدون آن كه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آيه اي كه در آن كلمه حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.12

معناي اصطلاحي جديد اين واژه، عبارت است از پوششي كه زن در برابر نامحرمان بايد استفاده كند و از جلوه گري و خود نمايي بپرهيزد. در اين نوشتار نيز همين معناي اصطلاحي مورد نظر است، نه پرده نشيني زنان. ترديدي نيست كه حجاب در اين اندازه يكي از احكام مشترك اديان ابراهيمي13 و از احكام ضروري اسلام بوده و همه طوايف اسلامي بر آن اتفاق نظر دارند.

 

 

حجاب در ايران و روم باستان

 

پس از داريوش مقام زن خصوصاً در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد. زنان فقير چون براي كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند، ولي در مورد زنان ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه بر ايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت... . زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان آميزش كنند. زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردي را و لو پدر يا برادرشان باشد ببينند در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد.14

شهيد مطهري از سخنان جواهر لعل نهرو چنين استنباط مي كند كه او معتقد است كه «روميان نيز (شايد تحت تأثير قوم يهود) حجاب داشته اند و رسم حرم سراداري نيز از روم و ايران به دربار خلفاي اسلامي راه يافت».15

شصت و نه سال پيش، رضا پهلوی، شاه وقت ايران که از قرار معلوم بعد از سفری به ترکيه، تحت تاثير فرهنگ اروپائی آتاتورک قرار گرفته بود، با ظاهر کردن خانواده خود در اجتماع بدون آنکه چادری بر سر و روبنده ای بر صورت داشته باشند، به تعبير روز "کشف حجاب" کرد که به سرعت تبديل به قانونی شد که در آن عبور و مرور زنان را در ملاء عام در صورت داشتن حجاب يا با سر پوشيده ممنوع می کرد.

نه تغيير پوشش و ظاهر زنان و مردان به تصميم رضاشاه (که به تعبير مخبرالسلطنه با چماق حکومت و به نوشته جلال آل احمد با سرنيزه آژان های نظميه به اجرا درآمد)، نخستين باری بود که در ايران حکومت به پوشش مردم کار می داشت و نه، به نظر می رسد، طرح مد و لباس اسلامی که در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است آخرين باشد.

به روايت تاريخ، دخالت در پوشش مردان در ايران متعددست و به تعداد سلسله های پادشاهی می رسد، اما زنان در همان پوشش سراپا پوشيده ای که از زمان مسلمان شدن ايرانيان وضع شد در پنهان، پشت ديوارهای قطور فرهنگ و سنت در خانه ها باقی ماندند تا دوران قاجاريه که سوغاتی های فرنگ رسيد.

 

اول بار ناصرالدين شاه قاجار با هديه هائی که از سفر اروپا برای حرمسرای خود آورد، تغييری نه اجباری به پوشش بانوان طبقات بالای جامعه داد.

 

پايان دوران بی حجابی اجباری

 

اجباری شدن بی چادری زنان که در هفدهم دی ماه سال 1314 اتفاق افتاد، تا روزی برقرار بود که رضاشاه سلطنت داشت و با استعفای وی، دوباره زنان چادری خيابان ها را در تصرف خود درآوردند و به شهادت عکس ها و گزارش ها، در آخر شهريور سال 1320 حضورشان آشکارتر از زنانی بود که پرده از رخ و چادر از سر برداشته بودند.

در سی هفت سال سلطنت محمدرضا پهلوی، بی آنکه اجباری در کار باشد، پوشش نسل ها آرام آرام شباهت خود را به زنان اروپائی کامل کرد، اما در راه پيمائی های ضدسلطنتی در پائيز سال 57 زنانی وارد عرصه تظاهرات شهری شدند که پيش از آن در خانه ها بودند و چادر و يا روسری داشتند.

 

از سيد ضيا

 

داستان از سيد ضيا الدين طباطبائی آغاز شد که در شب سوم اسفند سال 1299 با برداشتن عبا و عمامه – بی آن که در اعتقادات و رسم و آئين خود تغييری داده باشد – کت و شلوار پوشيد و فرمان صدارت گرفت.

در دوران مدرنيسم رضاشاهی، پيش و بيش از زنان، پوشش مردان تحت نظر درآمد و در اولين گام، قانون لباس متحدالشکل نيروهای نظامی تصويب شد و لباس تن نظاميان را فرنگی ماب کرد و بعد از آن ابتدا عبا که در اواخر دوران قاجار لباس فرنگی و کراوات به زير آن خزيده بود، ناپديد شد و سپس لباس روحانيت از تن روحانيون سياست پيشه، به فرمان شاه به درآمد.

حاج آقا رفيع، مشاور رضا خان، صادق طباطبائی رييس مجلس، اورنگ و محمد تدين نمايندگان مجلس اول کسانی بودند که عبا و عمامه را برای ماندن در سياست از تن به درکردند، سپس زين العابدين رهنما و تجدد و گروهی ديگر از روحانيون به آنها پيوستند.

 

کلاه بر سر مردان

 

کلاه برسر مردان بيش از روسری زنان مقاومت داشت، سردارسپه در زمانی که با آخرين شاه قاجار مبارزه بر سر قدرت می کرد، عکس هائی از وی را که کلاه و کت کوتاه و شلوار به سبک اروپائی ها به بر کرده بود را به نشانه "عياشی و فرنگی ماب شدن شاه" در جامعه پراکند و در عوام اثرها کرد.

 

 

خروج کلاه از صحنه

 

اما کلاه لگنی مردان دو سال بيش تر نپائيد و باز هم به دستور حکومت، قانون جديدی نوشته شد و کلاه لگنی ممنوع و کلاه شاپوی اروپائی معمول گشت که آخرين گام در راه يکسان کردن ظاهر مردان با همتايان فرنگی خود بود و سال ها پائيد و همزمان با برافتادن استفاده از کلاه در اروپا، در اواسط دهه چهل شمسی، در ايران هم کلاه ناپديد شد و موها و سر مردان در انظار عمومی ظاهر شد.

رضا خان که مبدع اوليه تحولات در لباس زنان و مردان بود خود هرگز با سر باز و بدون کلاه در انظار ظاهر نشد.

 

 

 

 

 

مقابله با بي‏حجابي مبتني بر يك تبعيض جنسيتي است


 
«عباس عبدي» در اين نشستي كه درمورد« جنبش زنان؛ تهديدها و مقاومت‌‏ها» با بيان اينكه طبيعت عقلاني يك جنبش آن است كه مجدانه مطالبات خود را دنبال مي‌‏كند، افزود: ‌بايد به اين مسأله با ديد انتقادي توجه شود تا تبعات و نتايج آن بررسي شود. وي با اشاره به صحبت‌‏هاي اخير وزير اطلاعات كه جنبش زنان و دانشجويان را براندازي نرم عنوان كرده است، گفت: ‌در اين راستا ممكن است فعالان در اين عرصه‌‏ها با مشكلاتي مواجه شوند كه به تدريج نسبت به خواسته‌‏ها و نحوه فعاليت خود بي‌‏انگيزه شوند اما اگر اين دسته از افراد به تبعات فعاليت‌‏ها و جنبش‌‏هاي خود توجه داشته باشند، نتايج برايشان ملموس‌تر خواهد بود.
عبدي با انتقاد از اينكه در ايران جنبش خالص وجود ندارد، گفت: در جنبش دانشجويي، جنبش زنان و جنبش‌‏هاي كارگري اين مساله كاملاً مشهود است كه آنها مطالبات خود را دارند كه در تقابل با نظام سياسي است،‌ در صورتي كه در غرب جنبش‌‏هايي كه وجود دارد كاملاً خالص و معطوف به همان چيزي است كه مرتبط با آن حوزه است. ‌اين تفكيك نقش‌‏ها و قشرها در اين كشورها شكل گرفته و در ساختار سياسي جاي خود را به خوبي باز كرده است. به عنوان مثال اتفاقي كه سال گذشته در فرانسه رخ داد، از حد معيني فراتر نرفت، در يك محدوده مشخصي باقي ماند و حوزه مطالبات آن به حيطه‌‏هاي ديگر كشيده نشد اما اين مسأله در ايران مورد بي‌‏توجهي واقع شده است. به عنوان نمونه جنبش معلمان در ايران كاملاً صنفي است و كسي هم به جنبش آنها اعتراض ندارد اما جنبش زنان به تبعيض‌‏ها، نابرابري‌‏ها و بسياري از زمينه‌‏هاي ديگر ارتباط پيدا مي‌‏كند.
وي درباره دلايل سير صعودي مطالبات، گفت: اول اينكه كساني كه مي‌‏آيند و در كنار فعالان قرار مي‌‏گيرند مطالبات معوقه‌‏اي دارند كه در شرايط عادي امكان طرح آن نيست و در راستاي اين فعاليت‌‏ها به مطالبات خود دست مي‌‏يابند. ضمن اينكه حكومت فعلي حاضر به مذاكره نيست و گاهي به زور متوسل مي‌‏شود و اين مساله باعث مي‌‏شود تا شعارها سياسي شود، درست مانند اتفاقي كه در 18 تير افتاد. همچنين ساخت سياسي، ‌تراكم مطالبات، عدم آزادي بيان و عدم انعطاف دولت اين مسايل را تشديد مي‌‏كند.
وي با بيان اينكه با تشديد فشارها بر اين جنبش، استقبال بيشتري از آن صورت خواهد گرفت، گفت: ‌به طور مثال برخوردي كه در مقابل دادگاه انقلاب با زنان صورت گرفت، از تعداد حدود 500 نفر در روز اول در روزهاي بعد به جمعيتي تبديل شد كه ديگر نمي‌‏شد جلوي آن را گرفت.
عبدي با اشاره به اينكه جنبش زنان به دليل برخي ويژگي‌‏ها، شكنندگي بيشتري دارد، گفت: ‌يكي از اين ويژگي‌‏ها حمايت بين‌‏المللي است كه نمي‌‏توان آن را ناديده گرفت كه حساسيت موجود را نسبت به مطالبات زنان نسبت به قشرهاي ديگر ايجاد كرده است. ويژگي ديگر آن است كه خيلي راحت مي‌‏توان اين حركت را ضدديني معرفي كرد و ممكن است در كشور ما آن را فراتر از جنبش نشان دهند كه در مورد ساير جنبش‌‏ها چنين مسأله‌‏اي نيست. اين حساسيت جنبه مثبتي هم دارد و اينكه به نوعي اثرگذاري و كارآيي آن را افزايش مي‌‏دهد.
عبدي با بيان اينكه كساني كه در قدرت هستند، ترديدي نسبت به نابرابري‌‏ها عليه زنان ندارند، افزود: يكي از نگراني‌‏ها در مجلس فعلي كه به طور ريشه‌‏اي هم مطرح است، افزايش نسبت زنان به مردان در دانشگاه است كه به عقيده من يكي از دلايل آن ساختار شغلي مردانه در كشور است و اگر اين ساخت برابر شود و رقابت در راستاي آن افزايش يابد، اين مساله نيز تا حدود زيادي رفع مي‌‏شود.
اين پژوهشگر مسايل اجتماعي و حقوقي با اشاره به قوانيني مانند حق طلاق، تعدد زوجات،‌حق حضانت، ‌حق ارث و ازدواج، گفت:‌حقوق خانواده در جامعه امروز ما حقوقي نيست كه حداقلي از برابري را تأمين كند.
عبدي با بيان اينكه دلايل پيگيري حقوق زنان از سوي فعالان از دو زاويه مطرح است، گفت:‌يكي از اين زوايا حق ايدئولوژيك است و زاويه ديگر ديدگاه تحليلي و جامعه‌‏شناختي موضوع است. ‌حقوقي زنان در خانواده، براساس پايه اجتماعي نوشته شده و تنها در آن زمان كارآيي داشته است اما امروز با تغيير در ساختارها نه‌‏تنها كاربردي ندارد بلكه به ضدكاركرد نيز تبديل شده است.
وي با مقايسه وضعيت زنان در گذشته و امروز تأكيد كرد كه امكان استيفاي برخي حقوق براي زن وجود ندارد ضمن اينكه در جامعه كنوني ما حق حضانت به ضرر زن تمام مي‌‏شود.
عبدي با اشاره به اينكه بايد كوشش كرد كه زاويه نگاه به نابرابري‌‏ها تغيير پيدا كند، گفت:‌ به عنوان مثال در جمع‌‏آوري امضا در كمپين هدف به چالش كشيدن طرف مقابل بايد باشد نه صرفاً امضا.
همچنين
شادي صدر، فعال حقوق زنان و وكيل دادگستري
ديگر سخنران اين مراسم با اشاره به دستورالعمل نيروي انتظامي تحت عنوان برخورد با مصاديق بدحجابي و تعيين پوشش و جداسازي جنسيتي در دانشگاه‌‏ها، گفت: ‌بحث حجاب از ابتداي سال 57 ميان زنان مطرح شد و اين منازعه مانند يك پرونده گشوده و لاينحل مطرح است.
وي طرح‌هاي ضربتي مقابله با بدحجابي را كه هر ساله عنوان مي‌‏شود، نمونه‌‏اي از پيگيري اين بحث‌‏ها دانست و گفت: صاحب‌‏نظران، اين كوشش‌‏ها، ‌مقاومت‌‏ها و مطالبات زنان در خصوص به عقب راندن مرزهاي حجاب را نشانه بروز جنبش زنان تحليل كرده‌‏اند.
اين وكيل دادگستري با اشاره به ماده‌‏اي از قانون مجازات اسلامي، گفت: در خصوص نحوه برخورد با بدحجاب همين يك جمله مبناي برخورد دولت با زنان است كه در مورد اين ماده نقدهاي بسياري را مي‌‏توان مطرح كرد. از جمله اينكه آيا اساساً حكومت مسؤول بي‌‏حجابي زنان است و آيا مي‌‏تواند نحوه پوشش زنان را تعيين كند؟ ‌براي تحليل اين مساله بايد به منابع تئوريك فقه شيعي برگرديم در حالي كه هيچ حكم صريحي در اين رابطه وجود ندارد.
صدر با بيان تفاوت‌‏هاي مسايل اخلاقي و فقهي، گفت: ‌به نظر مي‌‏رسد مسأله حجاب بيشتر اخلاقي است مانند دروغ كه هيچ مجازاتي هم ندارد. ضمن اينكه استدلال برخي از افراد مبني بر اينكه حجاب امري بيروني است و با نظم اجتماعي گره خورده است و دولت اين اجازه را دارد كه با آن برخورد كند، امري غيرمنطقي است زيرا به طور مثال طبق اجماع فقها تراشيدن ريش حرام است اما در كشور ما هيچ مجازاتي براي اين مسأله مقرر نشده است و حرامي هم هست كه جنبه اجتماعي دارد.
اين فعال جنبش زنان با بيان اينكه مقابله با بي‏حجابي مبتني بر يك تبعيض جنسيتي است، گفت: اين مسأله خلاف مقررات بين‌‏المللي از جمله كنوانسيون زنان، ميثاق حقوق مدني، سياسي و حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است و با مفهوم حقوق‌‏بشري حق انسان‌‏ها براي انتخاب نوع پوشش خودشان نيز مغاير است.
وي افزود: ‌نه‌‏تنها حق زنان براي پوشش از سوي جنبش زنان مطرح شده و مي‌‏شود بلكه در واقع اين نقض حقوق بشر است كه در مقابل آن بايد ايستاد.
اين فعال حقوق زنان تصريح كرد: ‌گفته‌‏هاي مقامات رسمي و غيررسمي جمهوري اسلامي درباره مباحث نوع پوشش در اماكن آموزشي كشور فرانسه مبتني بر اين است كه فرانسه ناقض حقوق زنان مسلمان در اين كشور است و مي‌‏گويند كه فرانسه بايد اصل آزادي پوشش به عنوان يكي از مصاديق حقوق بشر را براي زنان به رسميت بشناسد اما وقتي به مسأله در چارچوب ايران نگاه مي‌‏كنيم درمي‌‏يابيم كساني كه اين حرف‌‏ها را مي زنند يا صادق نيستند يا توجهي به تناقض‌‏گويي‌‏هاي خود ندارند.
شادي صدر خاطرنشان كرد: در دستورالعمل جديد نيروي انتظامي مصاديق بدحجابي هم عنوان شده است در حالي كه هنوز در قانون مجازات اين مصاديق نيامده است و بين فقها هم اختلافات زيادي در اين مورد وجود دارد.
وي با اشاره به زنداني شدن دو تن از فعالان جنبش زنان به دليل جمع‌‏آوري امضا در پارك لاله، گفت: اين دو تن همچنان در بلاتكليفي به سر مي‌‏برند.
در ادامه اين نشست
ژيلا بني‌‏يعقوب، از فعالان حقوق زنان و روزنامه‌‏نگار
با انتقاد از اينكه برخورد دولت با فعالان راديكال‌‏تر شده است، گفت: برخورد 22 خرداد، بازداشت گسترده فعالان زنان و افزايش زنداني سياسي هم در ادامه برخوردهاي به‌‏نسبت نرم، ‌مودبانه و آرام فعالان جنبش زنان بود. ضمن اينكه در مورد زندان مرحله اول محل نگهداري بند 209 بود كه با امكانات بهتر و برخورد بهتر بازجوها در دوره اول مواجه بوديم.
وي با اشاره به اينكه سخنان بازجويان در دوره اول زنداني شدن فعالان اين بود كه ما با جنبش شما مشكلي نداريم بلكه با شيوه‌‏هاي شما مشكل داريم، گفت: ‌آنها پيشنهاد مي‌‏كردند كه برنامه‌‏ها در محيط‌‏هاي بسته انجام شود زيرا با اجراي برنامه‌‏ها به اين شكل در شرايط فعلي امنيت كشور به خطر مي‌‏افتد. بر همين اساس هم برگزاري يك مصاحبه مطبوعاتي جهت كمپين در يك مؤسسه و در محيط بسته انجام شد اما متاسفانه هم‌‏اكنون برخوردهايي كه با افراد مي‌‏شود، مانند بازداشت‌‏هاي 13 اسفند در مقايسه با دوره اول، تند‌‏تر شده است در حالي حركت‌‏هاي فعالان در مقابل آنها مسالمت‌‏آميزتر و آرام‌‏تر شده است.
اين فعال حقوق زنان با انتقاد از اينكه دولت از اين برخوردها چه هدفي را دنبال مي‌‏كند، گفت: اگر هدف تهديد و زهرچشم گرفتن است، لازم است ما هم كارآيي جنبش زنان را افزايش دهيم و تمام اينها منوط به ادامه كار و افزايش فعاليت‌‏ها در ادامه كار جنبش است.
بر اساس اين گزارش، در اين نشست نامه دو تن از فعالان زن بازداشت‌‏شده نيز قرائت شد.
همچنين
نوشين احمدي خراساني، از مركز فرهنگي زنان
با بيان چالش‌‏هاي به وجود آمده بر سر راه كمپين يك ميليون امضا، گفت: مطالبات ما مطالبات اجتماعي است و ما از طريق عمومي كردن اين مطالبات، خواهان تغيير قوانين هستيم.
نوشين احمدي خراساني نام «ناهيد كشاورز» و «محبوبه حسين‌‏زاده»، دو فعال جنبش زنان را كه در روز سيزدهم فروردين ماه به اتهام جمع‌‏آوري امضا در پارك لاله تهران بازداشت شدند، يادآوري كرد و سپس نامه‌‏هاي روايت‌‏گونه آنها از زندان اوين را از «قدرت تخيل زنانه» ايشان دانست و گفت: اين مساله جاي تعجب ندارد چراكه وقتي زندگي زنان به رازي حل ناشده بدل مي‌‏شود، تنها تخيل ماست كه قادر است پرتوي نور و رنگ و روشنايي را بر تاريكي زندگاني ما بتاباند. ما زنان از كودكي با چنين تخيلي بزرگ شده‌‏ايم و اين قدرتي است كه ذهنيت بسته اقتدارگرايان حتي توان درك آن را ندارد. ما ياد گرفته‌‏ايم كه واقعيت را با تخيلمان بازآفريني كنيم و اين راهي است كه از طريق آن واقعيت‌‏هاي تلخ زندگي را به چالش مي‌‏كشيم.
احمدي خراساني آغاز به كار كمپين يك ميليون امضا را سرشار از قدرت تخيل زنانه خواند و افزود: در آغاز به نظر مي‌‏رسيد جمع‌‏آوري يك ميليون امضا فقط يك آرزوي دست‌‏نيافتني است و از سوي مسؤولان و تفكرات مردانه مضحك و بي‌‏اهميت به نظر مي‌‏رسيد اما كمپين يك ميليون امضا توانست به درون خانه‌‏ها هم راه يابد و چنان آرام و سيال و پرتوان شد كه هم‌‏اكنون به يكي از چالش‌‏هاي مهم تبديل شده است.
پروين اردلان
نيز در اين نشست ضمن اشاره به مقاومت مدني زنان طي يك سال اخير و با مروري بر شكايات زنان نسبت به مجريان و مسؤولان قضايي، گفت: همه رفتارهاي مدني و مسالمت‌‏آميز زنان در سال گذشته با تندي و برخوردهاي شديد غيرقانوني پاسخ داده شد و ما هم در برابر اين برخوردهاي قهري مجدداً شكايات قانوني خود را به جريان انداختيم.
وي با اشاره به پرونده‌‏هاي معوقه شكايت زنان از مسؤولان، گفت: در واقع اين ما زنان بوديم كه همواره با رفتارهاي آرام و مدني خود به آنها آموزش رفتار درست و قانونمداري داده‌‏ايم.
اردلان با يادآوري اصل 27 قانون اساسي در مورد تجمعات، گفت: مي‌‏بينيد كه رفتار ما، خواسته‌‏هاي ما و نحوه عملكرد ما همواره قانوني بوده است و اين دستگاه‌‏هاي قضايي و امنيتي و انتظامي بوده‌‏اند كه همواره با روش‌‏هاي غيرقانوني جلوي حركات مدني زنان را براي دستيابي به خواسته‌‏هايشان گرفته‌‏اند. مطالبات ما و روش ما كاملا مدني است و اگر از نظر برخي حساسيت‌‏زا شده است، به دليل موفقيت جنبش زنان در عمومي كردن اين مطالبات بوده است.
وي افزود: به طور قطع پس از آزادي يارانمان نسبت به بازداشت غيرقانوني آنها اعلام شكايت مي‌‏كنيم هرچند چون گذشته پاسخي نگيريم. اين هم خود نوعي آموزش كاربردي به مجريان قانون است كه كار غيرقانوني را با قدرت قانوني نياميزند.

 

من هنوز معنی واژه بدحجابی رو نفهمیدم. یک انسان یا حجاب دارد یا ندارد. یک انسان با پذیرش برخی دستورات اسلام حجاب به شکلی دارد یا ندارد. نیازی نیست زیاد حاشیه بروم وضعیت حجاب مسلمانان در دیگر کشورها مشخص است و همه ما بارها و بارها دیده ایم چه آنهایی که چادرهایی سیاه تقریبا مثل ایرانیها دارند و نمونه هایش را در عراق دیده ایم و چه آنهایی که از نوع برقع و روپوش و نقاب هستند که نمونه هایش در کشورهای عرب جنوب خلیج فارس هستند. یا نمونه های دیگر که در لبنان و سوریه و اردن و شمال آفریقا و مسلمانان کشورهای غربی هم وجود دارند و در همه آنها یک چیز مشخص است یعنی آنچه که حجاب اسلامی چه در شیعه (جنوب عراق و لبنان) و چه تسنن (باقی آنهایی که گفتم) بیان شده که مهمترین نمادش پوشش کامل موی سر است. درست است که گاهی بعضی از فقها مثل آیت الله منتظری یا برخی مفتی های الازهر مصر می گویند در فشار ایرادی بر رفع حجاب نیست اما د رحالت معمول همه دیده ایم که حجاب چیست و چه شکلی دارد.

اینکه حجاب واقعی چه طور است نیاز به بحث بیشتری دارد ولی حالا نمونه هایی را داریم و می توانیم راحت ببینیم که حجاب اسلامی که امروز از آن می گویند چه شکلی است. من فکر می کنم حجاب یک فعل داشتن یا نداشتن است یک بود و نبود یعنی اگر کسی آن شکل حجاب مرسوم اسلامی (که همه مسلمانان دنیا غیر از ما) رعایت می کنند رعایت نکند یعنی اصلا حجاب ندارد. پوشش کامل موی سر یا پوشش کامل سینه و گردن امثالهم بی تعارف همه شامل حجاب اسلامی است. چطور همه شیعیان و سنی ها چه در کشورهای استبدادی مثل عربستان چه آزادتر هایی مثل لبنان و حتی زنانی که در اروپا و آمریکا هستند اینها را رعایت می کنند ما اینجا جور دیگریم؟! شما ببینید محلی های ایران مثلا ترکمان ها یا بلوچ ها حجابی با همان شرایط پوشش دیگران اما با لباس متفاوت دارند اما ما در تهران جور دیگریم؟ قبول کنید که این وضعیت بی حجابی است، و بدحجابی نیست. انگار بگوییم طرف بد نماز می خواند و بد روزه می گیرد! این یعنی نماز ۴ رکعتی را دوتایی و مثلا موقع روزه داری صبح می خورد و ظهر نمی خورد!

درست که لبنانی ها چادر ندارد و عرب ها دارند یا افغان برقع دارند و بلوچ ها نقاب اما در اصل قضیه شکی نیست، پوشش کاملی که همه آنها رعایت می کنند به خصوص موی سر. حالا بسته به شرایط فرهنگی و تاریخی شکل آن فرق دارد ولی هیچ جا روسری کوتاه ندارد یا مانتوی تنگ و پاچه های کوتاه ندارند! من معتقدم باید آزادی باشد که کسی حجاب دارد، حجاب کاملی داشته باشد ولو یک نفر در صد میلیون و آنی که به هر دلیلی حجاب ندارد واقعا نداشته باشد این یک لوث کردن ماجرا است. آن کسی هم که آنطوری لباس می پوشد نباید به نام حجاب باشد بگوید این هم یکجور لباس است نه یک جور حجاب اسلامی! ما بد حجاب نیستیم، بی حجابیم، باور کنید! ما یا دیکتاتوریم یا دموکرات. یا آزادی حجاب داریم یا اجبار بود و نبودش. اگر دیکتاتوریم که تکلیفمان معلوم است. یا با چماق چادر برمی داریم یا با همان چماق به زور چادر سر می کنیم. اگر دموکراتیم بی حجاب و با حجابمان کنار هم آزادند.

واقعا ما چه هستیم؟ اینکه می گویند جمهوریت و اسلامیت ترکیب مجهولی است به همین دلیله.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 20:19 | لینک  | 

مرا به خانه ام ببر مرا به کودکی بران

                 مرا که سرد از این دیار گشته ام 

                               به آشیانه ام ببر

             منم که زود .دلم تنگ  می شود

منم که زود زندگی برایم هزار رنگ می شود

مرا مران مرا ببر

     مرا رها مکن در این دیار

                     مرا بخوان به نام آن بلند عشق

            به من امید زندگی بده 

منم که زود پیر مشوم ببین

عزیز جان  منم که زود دلگیر می شوم    

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 20:18 | لینک  | 

مرا به خانه ام ببر مرا به کودکی بران

                 مرا که سرد از این دیار گشته ام 

                               به آشیانه ام ببر

             منم که زود .دلم تنگ  می شود

منم که زود زندگی برایم هزار رنگ می شود

مرا مران مرا ببر

     مرا رها مکن در این دیار

                     مرا بخوان به نام آن بلند عشق

            به من امید زندگی بده 

منم که زود پیر مشوم ببین

عزیز جان  منم که زود دلگیر می شوم    

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 20:17 | لینک  | 

مرا به خانه ام ببر مرا به کودکی بران

                 مرا که سرد از این دیار گشته ام 

                               به آشیانه ام ببر

             منم که زود .دلم تنگ  می شود

منم که زود زندگی برایم هزار رنگ می شود

مرا مران مرا ببر

     مرا رها مکن در این دیار

                     مرا بخوان به نام آن بلند عشق

            به من امید زندگی بده 

منم که زود پیر مشوم ببین

عزیز جان  منم که زود دلگیر می شوم    

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 20:17 | لینک  | 

مرا به خانه ام ببر مرا به کودکی بران

                 مرا که سرد از این دیار گشته ام 

                               به آشیانه ام ببر

             منم که زود .دلم تنگ  می شود

منم که زود زندگی برایم هزار رنگ می شود

مرا مران مرا ببر

     مرا رها مکن در این دیار

                     مرا بخوان به نام آن بلند عشق

            به من امید زندگی بده 

منم که زود پیر مشوم ببین

عزیز جان  منم که زود دلگیر می شوم    

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 20:16 | لینک  | 

روز جهاني كارگر , روز تفريح و تعطيلي نيست ؛

زندگي شايسته "حق مسلم" كارگران

 

 

فرشته مرادي :هفته منتهي به 11 ارديبهشت (روز جهاني كارگر) در كشور ما، به "هفته گراميداشت كار و كارگر" موسوم شده است و به همين مناسبت همه ساله، از سوي فعالان جامعه كار و توليد برنامه هايي درسراسر كشور برگزار مي شود. 123 سال پس از حوادث اول ماه مه 1884 كه تنها گوشه اي از مجموعه اعتراضات كارگران در ممالك صنعتي عليه مناسبات سرمايه سالاري بود، مردمان عصر و روزگار ما مي توانند به دستاوردهاي جوامع مختلف در زمينه شناخت و احياي حقوق نيروي كار، ببالند. اما به عقيده بسياري از مصلحان، اين عرصه، با همه تحولات رو به جلو، همچنان نيازمند تحول، پيشرفت و دستاوردهاي تازه است. اين كه تحقق نظام رفاه و تامين اجتماعي به عنوان نيازي حياتي براي تامين حداقل هاي رفاهي – معيشتي و خدماتي در همه جاي جهان، كم و بيش به رسميت شناخته شده است، موفقيتي كوچك براي بشريت نيست. اما اين كه اين نظام، از حيث جامعيت، كفايت و اثربخشي خدمات و حمايت هاي خود در يك كشور عملاً تا چه اندازه محقق مي شود، همواره نيازمند بررسي و ارزيابي موشكافانه است.

از اولين تظاهرات كارگران آمريكا كه براي تحقق كاهش ساعات كار به خيابانها روي آوردند ، بيش از ‪ ۱۳۰سال مي‌گذرد ، اما همچنان بحث در مورد مطالبات جامعه كار در سراسر جهان ادامه دارد.

شرايط غيرانساني كار در آمريكا ، كارگران اين كشور را بر آن داشت تا بدون داشتن هيچگونه تشكلي ، خواستهاي خود را در سطح جامعه اعلام كنند و براي نخستين بار جامعه به آنها به عنوان يك طبقه اجتماعي كه در شرايط نابرابري به توليد ثروت مي‌پرداختند، توجه كند.

اعتصابهاي كارگري در سالهاي يادشده با موجي از خشونت از سوي پليس آمريكا مواجه شد و كارگران بسياري جان خود را براي خواستهاي قانوني ازدست دادند.

كودكان كار كه تعداد قابل توجهي از آنها با سخت‌ترين شيوه نامتعارف كار در برخي از جوامع امروزي مورد استثمار قرار مي‌گيرند ، نمونه‌اي روشن از اين نابرابري هستند.

كارگران كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته كماكان از شرايط نامطلوب - تري نسبت به كارگران كشورهاي پيشرفته، مواجه هستند و زمان طولاني‌تري را براي احقاق حقوق پايمال شده خود بايد صرف كنند.

مشكلات و حقوق پايمال شده كارگران سبب شد سازمان بين‌المللي كار در سال ‪ ۱۹۱۹ميلادي به منظور حفظ صلح و عدالت در روابط كار تشكيل شود ودولت ايران از همان زمان به اين سازمان پيوست.

عدم برخورداري كارگران از حقوق قانوني دربسياري از كشورهاي جهان همواره ، موضوع خواستهاي صنفي آنها را در زمره مهمترين موضوعات جامعه كار، قرار داده است.

اشتغال و بيكاري دو موضوع مهمي است كه هر كدام پويايي و ركود اقتصادي را در ساختار كشورها، نشان مي‌دهد. كشورهايي كه توانسته‌اند بر موضوع كاهش بيكاري فائق آيند و توسعه اشتغال را دنبال كنند، بدون ترديد تجربه‌هاي ارزشمندي را براي رسيدن به‌اين مرحله اندوخته‌اند كه استفاده از تجارب اين كشورها با توجه به ويژگيهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هر منطقه‌اي مي‌تواند گام مهمي در جهت كاهش بيكاري باشد. بي‌ترديد اقتصاد ايران درسالهاي گذشته فراز و نشيبهاي زيادي رادر راستاي كاهش بيكاري و افزايش اشتغال پشت سر گذاشته است. رشد جمعيت جوان كه بر اثر افزايش زاد و ولد سالهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي حاصل شده، بازار كار كشور را با مشكلات عديده‌اي مواجه كرده است.

تعداد جمعيت بيكار در‪ ۵۰سال گذشته در كشور با رشد جمعيت،افزايش چشمگيري يافته است. به طوري كه جمعيت بيكار از ‪ ۱۵۹هزار در سال ‪ ۱۳۳۵به بيش از سه ميليون نفر در شرايط كنوني رسيده است.

معضل بيكاري در كشور نه تنها از ساختار نامناسب جمعيت ،بلكه از ساختار -هاي نامناسب اقتصادي هم ناشي مي‌شود.به عبارتي ساختار سني جوان كه متقاضي شغل هستند و عوامل اقتصادي با يكديگر بر افزايش اين ميزان دامن زده‌اند. بررسيهاي انجام شده در زمينه وضعيت بيكاري و اشتغال در كشور نشان مي‌دهد كه عدم مهارت كافي مهمترين مشكل جويندگان كار است . به طوري كه بسياري از فارغ‌التحصيلان دانشگاهي و به طور يقين فارغ‌التحصيلان مقاطع متوسطه بدون آموزش لازم قادر به عهده‌دار شدن شغل نيستند.

سازمان بين‌المللي كار تاكنون ‪ ۱۸۵مقاوله‌نامه و ‪ ۱۸۰توصيه‌نامه را در خصوص روابط كار تنظيم كرده است. نخستين و آخرين مقاوله‌نامه در خصوص كار كودكان و بدترين اشكال كار كودكان بوده است.

برخي مقاوله‌نامه‌ها الزاماتي را براي اجرا به همراه دارند كه سازمان بين‌المللي كار به طور مرتب اجراي آن را تاكيد مي‌كند و به همين منظور اين سازمان بازرساني را براي پيگيري اجراي مقاوله‌نامه‌ها به كشورها اعزام و يا همواره گزارشي را مبني بر اجراي مقاوله‌نامه‌ها ، طلب مي‌كند. در صورتي كه تعهدات مقاوله‌نامه‌ها در كشورها اجرايي نشود، مشكلاتي براي كشورها پيش خواهد آمد.بنابراين بهتر است هر كشوري پيش از آن كه به مقاوله - نامه‌اي بپيوندد، الزامات آن در كشورها فراهم شود. سازمان بين‌المللي كار در سال ‪ ۱۹۹۸ميلادي به ارايه گزارشي درخصوص اجراي حقوق كارگران و كارفرمايان تحت عنوان حقوق بنيادين كار ، اقدام كرد. موضوع حقوق بنيادين كار شامل مقاوله‌نامه‌هاي "‪"۱۱۱"، "۱۰۰" "۱۰۵ "، "۲۹ ، "‪ "۱۳۸"، "۹۸" ، "۸۷و "‪ " ۱۸۲است كه به طور عام در مورد لغو كار اجباري ، تساوي جنسيتي در كار،محو كار كودكان، آزادي تشكلهاي كارگري و كارفرمايي تاكيد مي‌كنند.

تمامي دولتها ملزم به اجراي حقوق بنيادين كار هستند و هيچگونه شرايطي براي اجراي آن مورد قبول نيست.

توجه به اين مسائل مهم، توجه جدي به جمعيت هفت ميليوني كارگران كشور است كه تحقق مطالبات آنها رونق اقتصادي را در پي خواهد داشت.

در حالي که بيش از 20 ماه از آغاز به کار دولت احمدي نژاد مي گذرد و اولويت نخستين و اصلي اين دولت، مهرورزي و تحقق شعار عدالت اجتماعي و رسيدگي به مشکلات اقشار محروم و ضعيف جامعه و آوردن نفت بر سر سفره هاي مردم بود، مسائلي چون پيش نويس جديد قانون کار، تعيين حداقل دستمزد براي سال جديد، تعديل و اخراج نيروهاي کار در کارخانجات بزرگ و کوچک و... مشکلات کارگران را بيش از پيش افزايش داده است. سال گذشته پس از شکست طرح افزايش حداقل دستمزد کارگران مشمول قانون کار، که منجر به اخراج تعداد بسيار زيادي از کارگران در سراسر کشور شد، وزارت کار و امور اجتماعي پيش نويس جديد قانون کار را براي تصويب به هيات وزيران برد و اين پيش نويس به تاييد دولت رسيد.

در پيش نويس جديد فصل ششم قانون کار که به تشکل هاي کارگري و کارفرمايي اختصاص دارد دچار تغييراتي شده و از مجموع هشت ماده اين فصل شش ماده حذف و به جاي آن يک ماده جايگزين شده است.

اين پيش نويس در شرايطي طرح شده که تشکل هاي کارگري معتقد بودند اين پيش نويس دست کارفرمايان را براي اخراج کارگران بسيار باز گذاشته است.

در اين پيش نويس مواد 130، 131، 132، 135، 136 و 137 حذف شده و به جاي همه آنها يک ماده گذاشته شده است. اين ماده جديد بخشي از مباحث مواد حذف شده را در بر مي گيرد اما در باره بخش هاي ديگر نظير تشکيل تعاوني هاي مسکن از سوي کارگران که در قانون فعلي، يک ماده به آن اختصاص دارد، سکوت شده است. اصلاحيه جديد ماده 27 فصل سوم قانون کار که در طول ساليان گذشته مورد انتقاد کارفرمايان بوده به گونه اي اصلاح شده است که اگر کارگر در انجام وظايف محوله کوتاهي کند و آئين نامه انضباطي کارگاه را رعايت نکند کارفرما مي تواند با حداقل دوبار تذکر کتبي در فاصله کمتر از 15 روز قرارداد ادامه همکاري او را لغو کند.

در صورتي که اين لايحه به تصويب مجلس برسد کارفرما حق دارد همزمان کارگر جديدي را جايگزين کارگر قبلي و با وي تسويه حساب کند.

در قانون کار فعلي موافقت شوراي اسلامي کار براي فسخ قرارداد با کارگر الزامي است اما در پيش نويس تهيه شده از سوي وزارت کار، کارفرما فقط بايد تصميم خود را به اطلاع شوراي اسلامي کار يا تشکل کارگري موجود در کارگاه برساند و اين مهمترين دليل اعتراض کارگران به اين پيش نويس است.

در پيش نويس اصلاح قانون همچنين کارگر مي تواند ظرف ده روز به مراجع حل اختلاف مراجعه و شکايت کند و در صورتي که کارگر مقصر تشيخص داده نشود، هيات حل اختلاف مي تواند علاوه بر مبالغ تعيين شده در قانون براي هر سال سابقه کار 15 روز خسارت نيز تعيين کند، مشروط بر اينکه اين مبلغ از جمع دستمزد دو سال کارگر بيشتر نباشد. در صورت بروز چنين وضعيتي کارفرما مي تواند يا خسارت را پرداخت کند و يا کارگر را به سر کار قبلي باز گرداند. به گفته کارگران حداقل دستمزد تعيين شده توسط شوراي عالي کار (يکصد و هشتاد و سه هزار تومان) حتي کفاف نيمي از هزينه هاي زندگي آنان را هم نمي دهد. اين در حالي است که بسياري از کارگران هم هستند که چند سال است حقوق معوقه خود را نگرفته اند. اين در حالي است كه بعضي از كارگران به شدت دچار مشكلات مالي واقتصادي هستندودچار بحرانهاي اجتماعي مي شوند.بنابراين در چنين روزي كارگران بايد در مورد حقوق صنفي ومطالبات خود به گفت وگو بنشينند دراين خصوص حسن صادقي معاون دبير كل خانه كارگر گفت‏: متاسفانه اهميت اين روز هنوز بر كارگران مشخص نشده در حالي كه در سراسر جهان كارگران اين روز را بهترين فرصت براي اعتراض و حق خواهي مي‌‏دانند, اما در كشورمان اين روز را روز تعطيلي و تفريح قلمداد مي‌‏كنند!!

اين نماينده ارشد كارگري گفت‌‏: حركات خزنده‌‏ وزارت كار براي تضعيف تشكيلات كارگري و تلاش براي حذف نهادهاي كارگري, گسترش قراردادهاي موقت و اخراج بي رويه كارگران قراردادي و گزارش اخير وزير خارجه آمريكا در مورد تشكيلات كارگري ايران, مهمترين موضوعاتي هستند كه در راهپيمايي روز جهاني كارگر امسال مطرح خواهند شد .

"حسن صادقي" گفت: كارگري كه روز جهاني كارگر در كارخانه بماند و يا خانه‌‏نشيني را به راهپيمايي روز جهاني كارگر ترجيح دهد, همانند كساني است كه در مقابل خانه كارگر و تشكيلات كارگري صف‌‏آرايي كرده‌‏اند تا تيشه به ريشه اين تشكيلات بزنند .

معاون دبير كل خانه كارگر گفت‌‏: هشدار مي دهم كه امروز وزارت كار در صدد اضمحلال تشكيلات كارگري است و اگر در عرصه حضور نداشته باشيم , به تحقق اهداف مخالفان و بدخواهان كمك كرده ايم .

"حسن صادقي" با اشاره به اينكه يك دست صدا ندارد, بر همراهي و انسجام كارگران تاكيد كرد و گفت‌‏: عليرضا محجوب يك نفر است و توانايي هايش به اندازه يك انسان مي باشد .

در اين راستا ديروز راهپيمايي توسط كارگران صورت گرفت كه در اين مراسم آنها خواستار برخي از مطالبات صنفي خود بودند.در اين راهپيمايي كه نمايندگان ارشد كارگري حاضر در راهپيمايي روز جهاني كارگرحضور داشتند , كارگران را به حفظ آرامش و نظم دعوت مي كردند، حركت خودجوش كارگران به صورت راهپيمايي به سمت ميدان 7 تير آغاز شد كه اين اقدام، درگيري‌‏هاي پراكنده‌‏اي را با نيروهاي انتظامي به همراه داشت.

 در حالي كه نمايندگان ارشد كارگري حاضر در مراسم روز جهاني كارگر، از كارگران مي‌‏خواستند كه عليه مسوولان و وزراي دولت شعار ندهند و تنها مطالبات صنفي‌‏شان را بخواهند، حدود 600 كارگر به صورت خودجوش به سوي ميدان 7 تير حركت كرده و شعارهايي همچون "وزير بي ليافت استعفا , استعفا" و "دولت‌‏, مجلس؛ شعار نده , عمل كن" و "مرگ بر ظالمين" سر دادند .

در اين مراسم ماموران نيروي انتظامي تمام تلاش خود را براي بازكردن مسير و تسهيل عبور و مرور انجام داده و سعي دارند اين مراسم بدون هيچگونه مشكلي به پايان برسد.

در ادامه عده‌‏اي از كارگران كه شعار "مرگ بر حامي سرمايه‌‏دار" را سر مي دادند، با ماموران نيروي انتظامي كه قصد داشتند كارگران را به پياده روها هدايت كنند، درگير شدند .

درگيري نيروي انتظامي با واكنش شديد كارگران رو به رو شد و كارگران با شعار "نيروي انتظامي؛ خجالت، خجالت" نسبت به اين عملكرد نيروي انتظامي عكس العمل نشان دادند .

در اين مراسم كه در ورزشگاه شهيد شيرودي بر گزار شددبيركل خانه كارگر گفت‌‏: از مسوولان مربوطه براي اينكه اجازه حضور و تجمع كارگران در مقابل لانه جاسوسي را صادر نكردند، گله‌مند هستيم . عليرضا محجوب"، در مراسم ويژه روز جهاني كارگر افزود : امروز در شرايطي اين جا جمع هستيم كه كارگران تمامي كشورها نيز مراسمهاي مربوط به خود را دارند.
رييس فراكسيون كارگري مجلس هفتم، با بيان اينكه از 2 ماه گذشته پيگير صدور مجوز راهپيمايي روز جهاني كارگر بوده است، گفت‌‏: متاسفانه مسوولان با راهپيمايي كارگران در مقابل لانه جاسوسي مخالف كرده و اين مكان را براي تجمع اعلام كردند .
عضو كميسيون اجتماعي مجلس هفتم، با اشاره به فرمايشات مقام معظم رهبري در خصوص اداي دين كارگران به انقلاب، گفت‌‏: با واگذاري برخي واحدها به بخش خصوصي، باعث بدبختي كارگران شدند، به گونه‌‏اي كه حتي ديروز مقام معظم رهبري گفتند كه اموال را فروخته‌‏ و كارگران را اخراج كردند.
نماينده تهران در مجلس، با اشاره به واحدهاي بحران زده به خصوص در صنعت نساجي، گفت‌‏: مسوولان بايد مشكل كارگران را مشكل خودشان بدانند و در جهت رفع آنها از هيچ كوششي دريغ نكنند . وي تشكيلات خانه كارگر را حامي كارگران و مستضعفان و مخالف زورمندان دانست و گفت‌‏: به همين دليل اين تشكيلات در 2 و3 سال اخير مورد هجوم جريانهاي مختلف بوده است.
محجوب با بيان اينكه تلاش شده تا قراردادهاي موقت كار با ارايه يك طرح قانوني در مجلس حل شود، گفت‌‏: با تلاشهاي يكي از دستگاههاي دولتي، اين طرح 6 ماه مسكوت ماند، اما خوشبختانه امروز شاهد احياي مجدد اين حركت هستيم .
دبيركل خانه كارگر با اشاره به ناديده گرفته شدن تشكلات قانوني كارگران، گفت: شوراها‌‏, انجمن هاي اسلامي و انجمن هاي صنفي همه در يك راستا حركت مي‌‏كنند، بنا براين بايد به هدف فكر كرد و به نام تشكل اهميتي نداد، اما بايد از نام تشكلات داخلي خود استفاده كنيم .
محجوب خواستار اتحاد كارگران شد و گفت‌‏: اگر اختلافات را كنار بگذاريم، مي‌‏توانيم بر مشكلات غلبه كنيم.

 

 

 

 در هر حال اين مراسم به پايان ميرسد وهمگي آرام ميگيرند اما در اين ميان وظيفه دولت مهرورز چيست ؟ آيا با پايان يافتن چنين تجماعاتي همه چيز دوباره به دست  فراموش سپرده مي شود وتا چه اندازه اين قشر آسيب ديده جامعه به مطالبات خود دست مي يابند .در هر صورت روز جهاني كارگر( اول ماه مه مصادف با ‪ ۱۱ارديبهشت ) فرصتي است تا ، توجه‌به موضوعاتي نظير حذف بيكاري در جامعه، توسعه كارآفريني، توسعه روابط كار مبتني بر حقوق بنيادين كار و در نهايت اجراي كار شايسته كه در ماده "‪ "۱۰۱ بر آن تاكيد شده است ، الزامي ديگر را براي مسئولان حوزه كار ايجاد مي‌كند.

 

 

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 19:58 | لینک  | 

یه دوست دارم خیلی سیستم عصبی منو بهم میریزه بعضی موقعها از دستش حسابی عصبانی مشم

بس که کم هوشه هر چی من بهش میگم شوهرم بهش میگه  تو اون مخ پوکش نمی ره تازه اون به من ایراد میگیره وگیرهای بنی اسراییلی میگره

تازگی ها هم تصمیم گرفته به خاطر یه شرایط خاص رژیم سخت میگیره

ترا خدا بدادم برسید

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 17:12 | لینک  | 

T-shamlouev.jpg
نوشته شده توسط فرشته در ساعت 18:22 | لینک  | 

T-shamloulife.jpg
نوشته شده توسط فرشته در ساعت 18:22 | لینک  | 

غزلی در نتوانستن

ادستهای گرم تو
کودکان توامان آغوش خویش
سخن ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد.
نغمه در نغمه درافکنده
ای مسیح مادر، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.
***
رنگ ها در رنگ ها دویده،
ای مسیح مادر ، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.
***
چشمه ساری در دل و
آبشاری در کف،
آفتابی در نگاه و
فرشته ای در پیراهن
از انسانی که توئی
قصه ها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.

 

سرودی برای سپاس و پرستش

بوسه های تو
گنجشککان پر گوی باغند
و پستان هایت کندوی کوهستان هاست
و تنت
رازی ست جاودانه
که در خلوتی عظیم
با منش در میان می گذارند

تن تو آهنگی ست
و تن من کلمه ئی ست که در آن می نشیند
تا نغمه ئی در وجود اید :
سرودی که تداوم را می تپد

در نگاهت همه مهربانی هاست :
قاصدی که زندگی را خبر می دهد
و در سکوتت همه صداها :
فریادی که بودن را تجربه می کند

 

ایدا در اینه

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور ترا هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سبیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده م

هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

و چشانت راز آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پکی آسمان را متهم می کند
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آ نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود

پریا

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
لخت و عور تنگ غروب سه تا پری نشسه بود.
زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا.
گیس شون قد کمون رنگ شبق
از کمون بلن ترک
از شبق مشکی ترک.
روبروشون تو افق شهر غلامای اسیر
پشت شون سرد و سیا قلعه افسانه پیر.
 
از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد
از عقب از توی برج شبگیر می اومد...
 
« - پریا! گشنه تونه؟
پریا! تشنه تونه؟
پریا! خسته شدین؟
مرغ پر بسه شدین؟
چیه این های های تون
گریه تون وای وای تون؟ »
 
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا
***
« - پریای نازنین
چه تونه زار می زنین؟
توی این صحرای دور
توی این تنگ غروب
نمی گین برف میاد؟
نمی گین بارون میاد
نمی گین گرگه میاد می خوردتون؟
نمی گین دیبه میاد یه لقمه خام می کند تون؟
نمی ترسین پریا؟
نمیاین به شهر ما؟
 
شهر ما صداش میاد، صدای زنجیراش میاد-
 
پریا!
قد رشیدم ببینین
اسب سفیدم ببینین:
اسب سفید نقره نل
یال و دمش رنگ عسل،
مرکب صرصر تک من!
آهوی آهن رگ من!
 
گردن و ساقش ببینین!
باد دماغش ببینین!
امشب تو شهر چراغونه
خونه دیبا داغونه
مردم ده مهمون مان
با دامب و دومب به شهر میان
داریه و دمبک می زنن
می رقصن و می رقصونن
غنچه خندون می ریزن
نقل بیابون می ریزن
های می کشن
هوی می کشن:
« - شهر جای ما شد!
عید مردماس، دیب گله داره
دنیا مال ماس، دیب گله داره
سفیدی پادشاس، دیب گله داره
سیاهی رو سیاس، دیب گله داره » ...
***
پریا!
دیگه توک  روز شیکسه
درای قلعه بسّه
اگه تا زوده بلن شین
سوار اسب من شین
می رسیم به شهر مردم، ببینین: صداش میاد
جینگ و جینگ ریختن زنجیر برده هاش میاد.
آره ! زنجیرای گرون، حلقه به حلقه، لابه لا
می ریزد ز دست و پا.
پوسیده ن، پاره می شن
دیبا بیچاره میشن:
سر به جنگل بذارن، جنگلو خارزار می بینن
سر به صحرا بذارن، کویر و نمکزار می بینن
 
عوضش تو شهر ما... [ آخ ! نمی دونین پریا!]
در برجا وا می شن، برده دارا رسوا می شن
غلوما آزاد می شن، ویرونه ها آباد می شن
هر کی که غصه داره
غمشو زمین میذاره.
قالی می شن حصیرا
آزاد می شن اسیرا.
اسیرا کینه دارن
داس شونو ور می میدارن
سیل می شن: گرگرگر!
تو قلب شب که بد گله
آتیش بازی چه خوشگله!
 
آتیش! آتیش! - چه خوبه!
حالام تنگ غروبه
چیزی به شب نمونده
به سوز تب نمونده،
به جستن و واجستن
تو حوض نقره جستن
 
الان غلاما وایسادن که مشعلا رو وردارن
بزنن به جون شب، ظلمتو داغونش کنن
عمو زنجیر بافو پالون بزنن وارد میدونش کنن
به جائی که شنگولش کنن
سکه یه پولش کنن:
دست همو بچسبن
دور یاور برقصن
« حمومک مورچه داره، بشین و پاشو » در بیارن
« قفل و صندوقچه داره، بشین و پاشو » در بیارن
 
پریا! بسه دیگه های های تون
گریه تاون، وای وای تون! » ...
 
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا ...
***
« - پریای خط خطی، عریون و لخت و پاپتی!
شبای چله کوچیک که زیر کرسی، چیک و چیک
تخمه میشکستیم و بارون می اومد صداش تو نودون می اومد
بی بی جون قصه می گف حرفای سر بسه می گف
قصه سبز پری زرد پری
قصه سنگ صبور، بز روی بون
قصه دختر شاه پریون، -
شما ئین اون پریا!
اومدین دنیای ما
حالا هی حرص می خورین، جوش می خورین، غصه خاموش می خورین
 که دنیامون خال خالیه، غصه و رنج خالیه؟
 
دنیای ما قصه نبود
پیغوم سر بسته نبود.
 
دنیای ما عیونه
هر کی می خواد بدونه:
 
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هر کی باهاش کار داره
دلش خبردار داره!
 
دنیای ما بزرگه
پر از شغال و گرگه!
 
دنیای ما - هی هی هی !
عقب آتیش - لی لی لی !
آتیش می خوای بالا ترک
تا کف پات ترک ترک ...
 
دنیای ما همینه
بخوای نخواهی اینه!
 
خوب، پریای قصه!
مرغای شیکسه!
آبتون نبود، دونتون نبود، چائی و قلیون تون نبود؟
کی بتونه گفت که بیاین دنیای ما، دنیای واویلای ما
قلعه قصه تونو ول بکنین، کارتونو مشکل بکنین؟ »
 
پریا هیچی نگفتن، زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا.
***
دس زدم به شونه شون
که کنم روونه شون -
پریا جیغ زدن، ویغ زدن، جادو بودن دود شدن، بالا رفتن تار شدن
[ پائین اومدن پود شدن، پیر شدن گریه شدن، جوون شدن
[ خنده شدن، خان شدن بنده شدن، خروس سر کنده شدن،
[ میوه شدن هسه شدن، انار سر بسّه شدن، امید شدن یاس
[ شدن، ستاره نحس شدن ...
 
وقتی دیدن ستاره
یه من اثر نداره:
می بینم و حاشا می کنم، بازی رو تماشا می کنم
هاج و واج و منگ نمی شم، از جادو سنگ نمی شم -
یکیش تنگ شراب شد
یکیش دریای آب شد
یکیش کوه شد و زق زد
تو آسمون تتق زد ...
 
شرابه رو سر کشیدم
پاشنه رو ور کشیدم
زدم به دریا تر شدم، از آن ورش به در شدم
دویدم و دویدم
بالای کوه رسیدم
اون ور کوه ساز می زدن، همپای آواز می زدن:
 
« - دلنگ دلنگ، شاد شدیم
از ستم آزاد شدیم
خورشید خانم آفتاب کرد
کلی برنج تو آب کرد.
خورشید خانوم! بفرمائین!
از اون بالا بیاین پائین
ما ظلمو نفله کردیم
از وقتی خلق پا شد
زندگی مال ما شد.
از شادی سیر نمی شیم
دیگه اسیر نمی شیم
ها جستیم و واجستیم
تو حوض نقره جستیم
سیب طلا رو چیدیم
به خونه مون رسیدیم ... »
***
بالا رفتیم دوغ بود
قصه بی بیم دروغ بود،
پائین اومدیم ماست بود
قصه ما راست بود:
 
قصه ما به سر رسید
غلاغه به خونه ش نرسید،
هاچین و واچین
زنجیرو ورچین!

احمد شاملو



 

 

بالای صفحه | زندگی نامه

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 18:20 | لینک  | 

دلتنگی های آدمی را هیچ نشانی نیست

روزهامی ایند ومیروند ومن همچنان جا مانده ام دچار ایستایی شده ام ویا شاید فرو می روم

برایش ناراحتم و هیچ کاری از دست من بر نمی آید تا چه اندازه می توان کمک کرد تا کی مگر من زنده ام شاید بقیه هم به فکر اون هستند اما چه فایده این کجا و ان کجا .

آیا خودش به فکر نیست دعا کنید برای ما

نوشته شده توسط فرشته در ساعت 18:13 | لینک  | 

چه بگویم؟ سخنی نیست

می وزد از سر امید، نسیمی؛
لیک تا زمزمه ای ساز کند
در همه خلوت صحرا
به روش
نارونی نیست
چه بگویم؟ سخنی نیست
***
پشت درهای فرو بسته
شب از دشنه دشمنی پر
به کنج اندیشی
خاموش
نشسته ست
بام ها
زیرفشار شب
کج،
کوچه
از آمدو رفت شب بد چشم سمج
خسته ست
***
چه بگویم ؟ سخنی نیست

در همه خلوت این شهر،آوا
جز زموشی که دراند کفنی
نیست
ونذر این ظلمت جا
جزسیا نوحه شو مرده زنی
نیست

ورنسیمی جنبد
به رهش نجوا را
نارونی نیست
چه بگویم؟
سخنی نیست...

سلام
وقت کردی یه سر بزن
موفق باشی
نوشته شده توسط فرشته در ساعت 17:54 | لینک  |